سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵
بنی آدم ابزار یکدیگرند
در اسگل کردن ز هم برترند
چو عضوی به درد اورد روزگار
دگر عضوها را خنده و هار هار . . .
شاعر معاصر
نفرین نمیکنم ‌
خدا ازت بگذره ‌
بعدم دنده عقب بیاد از روت رد شه قشنگ له شی!!!!
تو کز محنت دیگران بی غمی
لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !
دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای 5 ثانیه بگید «ممممممممم»
بعله یه همچین کارایی بلدم من !
یه سوالی هست مدت هاست ذهن  منو مشغول کرده ..
من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد
اون روز اول ‌
چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟
خدایا این همه چاله انداختی توی زندگی ما
خب یه دونشو مینداختی رو لوپمون !
اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست:
بیست تومن پیش ، ماهیانه چهارصد و پنجاه هزار تومن اجاره
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل ترم هست !؟
صدا اومد هست هست هست ‌ هیچی دیگه برگشتم خونه!
یه بیماری هم وجود داره به اسم: ریسکایل‌ بین خالی!
شخص بیمار هیچ‌وقت ریسکایل‌بین پی‌سی‌ش نباید پر باشه و دائما خالی‌ش می‌کنه
رفیق:!
منفی در منفی نمیشه مثبت,می‌شه کثافت‌!!!
همین!


ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

میدونین فرق کلاغ با قناری چیه ؟!

هیچ فرقی ندارن ، فقط قناری سنتی میخونه کلاغ راک !

.

.

.

.

 

یارو مغازه ساندویچی باز کرده با دوتا کارگر

بعد کارت ویزیت چاپ کرده :

” ساندویچ فلان با مدیریت اصغر غلامی”

مدیرعامل اپل این قدر احساس مدیریت نداره !

.

.

.

.

به بعضیا باید گفت :

عزیزم نصف آفریقا رو من سیاه کردم ، زغالتو بنداز اونور !

.

.

.

.

فقط یه ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ

ﻭ برای عالم و آدم ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ و آﺧﺮﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ :

ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ!ما به کسی کاری نداریم!

هر کی ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ زندگی میکنه !

.

.

.

.

پسرخاله من خودشو کشته در حال ترکه ترک سیگاره

از صبح تا شب سیگار نمی کشه

شب به خاطر اراده خفنش به خودش 2 نخ سیگار جایزه می ده

.

.

.

.

 

من اگه دختر بودم به هیچ وجه دوس دختر مجید خراطها و آرمین 2afm نمیشدم!

لامصبا فقط کافیه یه روز جوابشونو ندی … آبرو برات نمیذارن :|

.

.

.

.

میخوای فیلم ببینی ، همش آشغاله

میخوای هاردو خالی کنی ، همش توپه !

.

.

.

.

از نشونه های یه عطسۀ دلچسب اینه که:

پشتش دو سه تا “زهرمار” از قسمت های مختلف خونه بشنوی ..!

.

.

.

.

دقت کردین !؟

هرچی کنترلِ تلویزیون از دسترس دورتره

برنامۀ در حالِ پخش عذاب آورتره !

.

.

.

.

امروز رفتم بازار لپ تاب بگیرم
.
.
هیچی دیگه پولم نرسید

تی تاب گرفتم :|

.

.

.

.

امروز رفتم کافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم

هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم

هی بدبخت بیا که خواهرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !

جاتون خالی همه دخترا فرار کردن ! :))

.

.

.

.

رایج ترین دلیل پسرا براى جمع نکردن رختخوابشون :
.
.
.
شب دوباره باید بیام بخوابم دیگه :))

.

.

.

.

پسرا به هم فوش میدن و واقعا منظوری ندارن

دخترا قربون صدقه هم میرن و اونا هم واقعا منظوری ندارن!

.

.

.

.

ﻫﺮ ﭼﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ

ﺷﯿﺶ ﻣﺎﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﺎﯼ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﻣﯿﺨﺮﻡ که ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺑﺸﻢ

ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﺟﺎﯾﺰۀ ﭼﺎﯼ ﻣﺤﺴﻨﻪ !

ﮐﻤﺮﻡ ﺷﮑﺴﺖ !

.

.

.

.

یه دختره هس تو دوران کودکی هم محله ایمون بود!

الان جوری خودشو میگیره انگار کیه…..

یادش رفته بچه بود هر وقت ماکارونی داشتن

می دوید تو کوچه میگفت : ما امشب برنج دراز داریم :|

.

.

.

.

تنــها دعوتــی که تــوی زندگیــم شــدم

از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا دیــدن ادامــه برنامــه بــود و دیگــر هیــــــــچ !

.

.

.

.

توی خونۀ مامان بزرگا سیر شدن معنایی نداره!

انقد باید بخوری تا موقعِ رفتن برسه

.

.

.

.

هر وقت رابطمون با آمریکا خوب شد

می خوام یه دیزی فروشی بزنم اسمشو بذارم واشینگتن دی زی !

.

.

.

.

محتویات بیست دقیقه آهنگ سنتی:

ده دقیقه اهنگ خالی

پنج دقیقه صدای بلبل و قناری

چهاردقیقه سر تکون دادن

یه دقیقه هم هاهاهاها هی هی

بعد میگن چرا اصالتمونو حفظ نمیکنیم !

.

.

.

.

هر چقدرم دلیل منطقی واسه خریدنِ یه چیز داشته باشی

همیشه یکی پیدا میشه که بگه :

کردن تو پاچت

.

.

.

.

صُب داشتم میرفتم جایی؛ رادیوی تاکسی روشن بود!

تو رادیو پرسید که :

شما برای حفظ امنیت توی فضای مجازی چیکار می‌کنید؟

یه پسره زنگ زد گفت :

من توی فضای مجازی سعی می‌کنم اصلا به اینترنت وصل نشم!

خوش بحالشون دیگه ! یه سریا که عقل ندارن ، راحت زندگی میکنن !

.

.

.

.

تو خونه ما همه اتفاق نظر دارن من مسلمون نیستم

با این حال هر وقت مادرم میگه یه مسلمون بره نون بخره همه با انگشت منو نشون میدن !

.

.

.

.

آرزو به دلمون موند یکی صب جمعه با این جمله بیدارمون کنه :

عزیزم پاشو شیر موزتو بخور، توش گردو ریختم !

.

.

.

.

از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که :

بدن انسان چه جوری ۲تا استکان چایی می گیره

از اون ور ۲ لیتر تحویل میده !

.

.

.

.

تصمیمات کوتاه‌مدتی که قبل از خوردن شام گرفته میشه

حتی یک درصد هم ضمانت نداره که بعد از خوردنِ شام

اجـــــــــــــــــرا بشه ..!

.

.

.

.

یه بارم یه دختره ازم پرسید: فلان ساختمون کجاس؟

با دست نشون دادم و گفتم: اونه ، اونور خیابون

گفت : ینی الان باید برم اونور خیابون !؟!؟

فک کنم منتظر بود من هماهنگ کنم ساختمون بیاد اینور !

.

.

.

.

” یه گدایی هم هست جاش تو فلکه دوم صادقیه اس !

الـان 4 سالـه که هــر روز صبح دارم میبینمش

داسـتانشم اینـه که

کـرایه نـداره بره تا کـرج !

امروز رفتم بهش گفتم اگه تو این 4 سال پیـاده هم رفته بودی الـان نزدیکای مونیخ بودی !

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

یه بار مجبور شدم برم یه مجلس ختمی که مسجدش صندلی نداشت
موقعی رسیدم که روضه خون داشت خودشو میکشت.
همون موقع یه نفر از کنار دیوار بلند شد و من جاشو گرفتم
و تکیه دادم یه لحظه دنیا دور سرم چرخید
و سقف مسجد اومد جلوی نظرم و صدای خنده رفت هوا!
دیوار نبود. برزنت بود تو زنونه فرود اومده بودم!

 

تو دوران دانشگاه با بعضی از بچه ها بد جور تیریپ مرام و معرفت داشتیم
و هی تعارف به هم تیکه پاره میکردیم.مثلاً دوستم رد میشد میگفت غلامم……
منم میگفتم خاک پاتم و این حرفا.این قضیه هی بالا گرفت و تیکه ها دیگه از حد خارج شده بود
که من دیگه به انتها رسوندمش.از پنجره کلاس داشتم محوطه رو نگاه میکردم
که رفیقم حسن بین همه دخترا و پسرا داد زد:
داش ایمان…..نوکر خر پدرتم……
منم هول شدم گفتم پدرم خودش خرته…..

 

 

اعترافات خنده دار

 

دوستم اومده بود خونمون موقع رفتن بهم گفت زنگ بزنم
براش اژانس بیاد منم گفتم خودش زنگ بزنه و از من اصرار و از اون انکار
خلاصه زنگ زدم به اژانس کلی هم مواظب بودم که خراب کاری نکنم که
یه دفعه یه اقایی باصدای کلفت مردونه در حد تیم ملی گفت بله
منم که از شنیدن یه همچین صدای کلفتی شوکه شده بودم
یه دفعه برگشتم گفتم سلام خانوم ببخشید....
و یه دفعه فهمیدم چی گفتم و خودمو دوستمو اون اقا پشت تلفن از خنده ترکیدیم.
و من اصلا دیگه نمی تونستم ادرس خونه مون رو بدم از خجالت و خنده
کلی ضایع شدیم رفت دیگه

 

 

اعترافات خنده دار

 

یه بار رفته بودم خیابون یه پیراهن مردونه تن یه مانکن دیدم خیلی
خوشگل بود دست زدم ببینم جنسش چیه یه دفعه مانکنه تکون خورد
منم حالا جیغ نزن کی جیغ بزن.مانکن نبود که یه پسره جلو مغازه وایساده بود!!!

 

 

اعترافات خنده دار

 

دشیب انقدر مقاله خوندم از میکروسافت و اپل، ساعت 2 خوابیدم... وقتی خوابیدم خوابم دیدم زنگ زدم به استیو جابز گفتم امروز بریم بستنی بخوریم گفت باشه میام. بعد زنگ زدم رئیس شرکت سونی با اونم هماهنگ کردم. بعدش یه زنگی هم با بیل گیس (بلقیس) زدم گفتم ساعت 4 بیا فلکه دوم.
بعدش 3 تایی بیل گیس رو پیچوندیم رفتیم تجریش. بیل گیس زنگ زده میگه دیگه ادم حسابت نمیکم. اگه اومدم باهات بیرون . منم تو خواب دارم میخندم
صبح پاشدم مامانم میگه با کی قرار میذاری تو خواب

 

 

اعترافات خنده دار

 

یادش بخیر بچه بودم یه مورچه از کنارم رد شد... بعد با مشت کوبیدم روش. دیدم بعد چند ثانیه دوباره راه افتاد. از ذوقم یهو به مامانم گفتم: اِ مامان داره کار میکنه!!!!!

 

 

اعترافات خنده دار

 

اعتراف میکنم همیشه جوجه هام رو میدادم به گربه خودم که بخوردشون سیر بشه...عجب بچه ای بودم

 

 

 

 

اعتراف میکنم تو بچگی فکر میکردم خوابای من رو بقیه هم میبینن
مثلا به بابام میگفتم اون مرده که دیشب تو خواب بود رو یادته؟

 

 

اعترافات خنده دار

 

اعتراف میکنم یه روز که سوم راهنمایی بودم
دقیقا بعد از عید هم بود و همه مانتوهای معلم ها نــــــو و تازه !!
منم نه برداشتم نه گذاشتم پاشدم رفتم پشت سر معلمه (مانتوش هم سفید بود)
این هر جا میرفت من پشت سرش میرفتم و مانتوشو با خودکار آبی و قرمز خط خطی می کردم!!
درسته اولش من شروع کردم حالا بعدش بچه های کلاس با این ماژیک هایلایت ها خط خطیش کردن
یادمه تا آخر سال بامن حـــــــرف نزد ولی خدایی نمره مو کـــم نکرد!!!

 

 

اعترافات خنده دار

 

یک روز استاد میخواست برنامه نویسی فلش درس بده... منم که حوصله این بچه بازیارو ندارم، رفتم یه فیلم باز کردم...
یهو دیدم موسم خودش تکون خورد و رفت فیلمو بست! فهمیدم که مهندسمون از یه اتاق دیگه داره کامپیوتر منو میبینه و کنترل میکنه.... دوباره فیلمو رو باز کردم... دیدم دوباره بست و رفت برنامه فلش رو باز کرد و قلموش رو انتخاب کرد و رو صفحه نوشت: فلش کار کن!
منم با یه رنگ دیگه زیرش نوشتم: دهنتو ببند!
بعدش سریع جامو با دوستم عوض کردم...
دوستمم که از همه جا بی خبر بود نشست جای من. بعدش یهو مهندس اومد تو کلاس و دوستمو برد بیرون...

 

 

اعترافات خنده دار

 

یه نفر زنگ زد رو گوشیم با یه لحن حق به جانبی گفت شما؟
منم هول شدم گفتم ببخشید اشتباه گرفتم

 

 

اعترافات خنده دار

 

بچـه که بـودم قـارچـخور بـازی میکردم ، بعدش فک میکردم قـارچ بخورم بـزرگ میشم !
واسه همین مدتـها راه میرفتم و سرم رو میزدم زیـره تاقـچه ی خونمون که ازش قارچ دربیاد بخـورم !!!
دیگـه داشتـم ضربه مغـزی میشدم که بـابام کارگـر گـرفت تـاقچـه رو خـراب کرد !!!

 

 

اعترافات خنده دار

 

خدا از سر تقصیراتم بگذره. وقتی 4 سالم بود، یه روز رو پشت بوم داشتم بازی میکردم. دیدم یه نفر تو کوچه داره راه میره و یه چک دستشه. خیلی ذوق داشت. فوری رفتم یه ظرف آب آوردم از اون بالا ریختم روش. گوشه های چکش تو دستش موند بقیش خمیر شد و رفت! دیدم نشسته لب جوب و داره گریه میکنه
امیدوارم بخشیده باشه منو

 

 

اعترافات خنده دار

 

یه بار رفته بودیم خونه مامان بزرگم مهمونی همه بودم از عمه کوچولو تا عمو بزرگه دختر عمو پسر عمو حدودا 20 نفری می شدیم خیلی خسته بودم نیاز فراوون به یه شیطنت داشتم تا خستگیم در بیاد کمی (3قاشق) تو قوری نمک ریختم اعتراف می کنم کلی حال کردم

 

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

غضنفر از خواب پا میشه میبینه رو پیشونیش نوشته لطفا پین کد را وارد کنید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

بررسی کردند که چرا حیف نون ها چیزی یاد نمی گیرند دیدند هم اینکه معلم تخته رو پاک می کنه اونا هم دفترشون روپاک می کنند.

 

نیشخندقهقههقهقههقهقههنیشخندقهقههقهقههقهقههنیشخند



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

تعریف نسبتهای فامیلی ! (طنز)

 :: خاله ::


معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش کشک.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.
مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.

نکته: داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.
 


:: عمه ::


معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل :
1. جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: ...
2. جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره...
3. خیلی چیزهای بدِ دیگه که از ذکر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک).

زیر شاخه ها:
شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
چهره های معروف: عمه لیلا. ترجیع بند: دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست.
مشاغل کاذب: Match-Making

نکته: داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.
 


:: دائی ::


معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
مشاغل کاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبه های رادیو تلویزیونی.

نکته: سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید. اگر هم نداشتید می تونید شبا خوابشو ببینید و تو عالم رویا بگید آخیش چی میشد ما هم تو این دنیا یه دونه دایی داشتیم!
 


:: عمو ::


معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قورمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها:
زن عمو: یک زن که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر شما می گیرد.
دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو جون سلیمون.
مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی.

نکته: داشتن یک عموی پولدار خیلی خوب است.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

سری خفن و بسیار خنده دار جوک های جدید

 

دیشب جاتون خالی داشتم یه لواشک ترش وخوشمزه میخوردم
انداختمش تو رب انار
اینقد ملچ ملوچ کردم
یه تیکه ترشش رفت لای دندونم خیلی ترش بود
بعدش یه آلوچه ترش،نمک زدم شور شد خیلی ملس وخوشمزه شد
.
.
.
مدیونید اگه فکر کنید خواستم دهنتونو آب بندازم

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

من هروقت خیلی خوشحال می‌شم
وسطش یکم فک می‌کنم ببینم کجای کار میلنگه که من انقدر خوشحالم؟
اصولا باید یه ضدحالی باشه توش،
نمی‌شه همینجوری که

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

پسرک توی تاکسی
یِ شکلات درآورد و خوردو بعد یکی دیگه پشت بندش یکی دیگه مردی که کنارش نشسته بود گفت :
این همه شکلات برای دندونات مضره
پسرک جواب داد :
بابا بزرگم 135 سال عمر کرد ، مرد گفت : با شکلات ؟
پسرک گفت : نه !!
بابا بزرگم فقط سرش تو کار خودش بود نه دیگران

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻣﺮﺩﯼ ﺗﺨﻢ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻻﻧﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪ
ﺟﻮﺟﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩ
ﺳﭙﺲ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ
.
.
.
ﻫﻢ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﻢ ﮔﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ !!

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

 

زنگ خونه رو دیشب ساعت 3 زدن…
برداشتم میگم :کیه؟؟؟
یکی بلند داد زد: حاااااااااااااااااااامد پهلاااااااااااااااااانه

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

گوشیه دوس دخترمو گرفتم رفتم تو مخاطبینش گفتم رضا کیه گفت دوست اجتماعی، گفتم جواد کیه گفت همکلاسی کلاس زبانم، گفتم علی کیه گفت حکم داداشمو داره، گفتم سعید کیه گفت آدم یه همکلاسی که نداره
گفتم آرزو کیه؟؟؟؟؟
گفت: تویی گذاشتم مادرم شک نکنه

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

تو رو آرزو نکردم
.
.
.
این یعنی نهایت عقل
خیلی چیزا هست تو دنیا که نباید آرزو کرد

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

ﺭﻓﺘﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯽ ﮔﻢ ﺳِﻜﺴﻜﻪ ﺍﻡ ﺑﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺩ !!
.
.
.
ﻧﺎﻣﺮﺩ ﯾﻚ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﺩﺍﺩ !
ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺳِﮑﺴﻜﻪ ﺍﻡ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻣﺪ ….
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻩ !!!

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

یک معمای خیلی جالب:
سه تابچه تو خونه بودن
اولی عشق نام داشت
دومی محبت نام داشت
و سومی دوستت دارم بود
یک روز پدرشان عشق و محبت رابه بازار برد
حالا بگو کی خونه مونده؟؟؟؟
نشنیدم بازم بگو؟
واقعاً؟!!!!!

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻛﺎﺵ ﻣﻴﺸﺪ ﻭﻗﺘﻲ “دوس دخترت” ﺧﻴﻠﻲ خوب ﻮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ و خوش اخلاق ﺷﺪﻩ
.
.
.
ﺑﻬﺶ ﺗﺎﻓﺖ ﺑﺰﻧﻲ ﻫﻤﻮﻧﺠﻮﺭ بمونه…هعییی کاش…

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻭﺍﻟﻠﻪ ﮔﯿﺮﮐﺮﺩﻡ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ …..
.
.
.
ﺑﺮﻡ ﻏﺰﻩ ﮐﻤﮏ …
ﯾﺎ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ ؟
ﺍﺯ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﻡ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ
ﺩﺍﻋﺶ …
ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺣﺰﺏﺍﻟﻠﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ
….
….
ﺁﺧﺮﺵ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﻡ دبی ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮﮐﻨﻢ !

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

به مامیم میگم :شام چی داریم؟
میگه :آنچه گذشت…!
میگم :غذای جدیده؟
میگه :عارع…
میگم :خوحالاچیاداره توش، واسه سلامتی خوبه؟
میگه :هرچی تواین هفته پختمو کوفت نکردی قاطی کردم دوتا تخمرغم زدم و مث کتلت سرخش کردم!
اگه اینم کوفت نکنی فرداشب پس ازسالها داریم..

 

•.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•

 

 

من میگم عششششششششششقم؟؟؟
.
.
.
شماها بگین جووووونم
الکی مثلن
بذارید حال کنم خدایی
عروسیتون جبران میکنم
عشقمممممممممممم؟؟؟؟؟؟
بگید دیگه

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

پدﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮏ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ . . .

ﺁﻳﺎ ﻳﮏ ﺩﺳﺖ ﺻﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺸﮑﻦ ﺯﺩﻧﺪ . . .

ﭘﺪﺭ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﺪ ﻭ ﻣُﺮﺩ !!!

 

* * * * * *

 

سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش قاطی کرد رفت دم تالار عروسی

ولی نرفت تو که عروسیو بهم بزنه صبر کرد وختی عروس اومد بیرون با خشم رفت جلو

تور صورت عروس رو برداشت

دید اصن اون نیست

اسکل تالارو اشتباه اومده بود

فامیلای دامادم گرفتن مثه سگ زدنش

 

* * * * * *

 

پیاده شدن از مترو تو ایران مث شنای قورباغه میمونه

باید جمعیت جلوی در مترو رو بشکافی تا بتونی پیاده بشی !

 

* * * * * *

 

از فرهنگستان ادب فارسی درخواست داریم

“حریم خصوصی” رو به “طویله” تغییر نام بده

چون هر گاوی میخواد توش سرک بکشه !!

 

* * * * * *

 

دیشب با پورشه از الهیه رد میشدم یه بچه پرید جلو ماشین

همچین زدم رو ترمز پتو پاره شدخنثی

 

* * * * * *

 

انقد تو این خیابونا دست انداز و سرعت گیر هست

که ادم جرعت نمی کنه دست بکنه تو دماغش !

 

* * * * * *

 

دختر همسایمون بس که از خونه بیرون نیومده روابط عمومیش ضعیفه!

یه بار آش نذری پخش میکردن اومد آیفونمونو زد گفتم کیه؟ گفت آشه!

بیچاره آیفون خونمون از شدت خنده اتصال کرد !!

 

* * * * * *

 

در سال اول ازدواج به قدری همسرم را دوست داشتم

که وقتی نگاهش میکردم دلم میخواست بخورمش

در سال دوم دائم به خودم میگفتم کاش همون سال اول خورده بودمش!!

 

* * * * * *

 

مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی خریدی؟!

زن: آخ باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد

مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو

زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد …!نیشخند

 

* * * * * *

 

حسن یک، حسن دو، حسن سه

حسن دنده به دنده!

حسن بشقاب پرنده!

حسن چرا نمیخنده! (و بعد در کمال تعجب و ناباوری!!!)

حسن میشینه میخنده!

حسن نوکر بنده!

و به این ترتیب ما اسکول وار بزرگ شدیم….

 

* * * * * *

 

رابطه انسان با مگس

طبق گفته دانشمندان دو نوع بیشتر نمیباشد:

رابطه اول مگس روی شما مینشیند:

در این رابطه معلوم میشه که شما چه انسان گوهی هستی!

رابطه دوم مگس روی شما نمیشیند: در این رابطه نیز معلوم میشود که شما هیچ گوهی نیستی

من برم دنبال اکتشافات بعدیم !!

 

* * * * * *

 

ﺩﺧﺘﺮﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻳﺪﻥ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ …

ﻣﺎﺩﺭ : ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ؟؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﻴچی ﺍﺷﺘﻮﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺖ ﻗﺒﻠﻴﻪ ﺗﻨﺸﻪ

ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﻫﻢ ﺧﻴلی ﺯﺷﺘﻪ

 

* * * * * *

 

دیوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار

چقدر سخته آدم اینقدر به عکس خودش نگاه کنه اما هیچ نقطه ضعفی پیدا نکنه!!!

فتبارک الله احسن الخالقین . . .

ماشاالله ماشاالله

 

* * * * * *

 

دوستم را بعد از چند سال دیدم …

از زندگیش پرسیدم و اینکه ازدواج کرده یا نه؛ گفت آره؛

پرسیدم با کی؟!

گفت ویشکا آسایش رو می شناسی؟

ذوق زده گفتم آره؛

گفت من با خواهرش ازدواج کردم؛

اسمش هست

“هیچگاه آسایش” !!!

 

* * * * * *

 

مورد داشتیم دخدره گفته که دوست دارم یه فرش پونصد شونه بگیرم

بعد هرشب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش …

نخند شوهر نیست دیگه ، میفهمی نیست

 

* * * * * *

 

ﯾﻪ ﺷﺍﺭﮊ 5ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺑﺨﺮﯾﺪ

ﺑﻌﺪ ﺭﻣﺰﺷﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ

ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ |:

ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ .. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ

 

* * * * * *

 

شوهر : دوستت دارم

زن : منم دوستت دارم

مرد : ثابتش کن . داد بزن تا همه دنیا بفهمن

زن کنار گوشش زمزمه میکند , دوستت دارم

مرد : چرا آروم برام زمزمه میکنی ؟

زن : چون تو همه دنیای منی

و اینگونه بود که مرد بیچاره گول خورد و یه سرویس طلا رفت تو پاچش

 

* * * * * *

 

میگن زیبا رویان بی وفایند !

خدایی شما این شایعات رو راجب من باور میکنین ؟؟؟

 

* * * * * *

 

من آخر نفهمیدم اینکه هی میگن : “وی خاطر نشان کرد” یعنی چی ؟

این “وی” کیه که هی خاطره رو نشون میکنه ؟

پس کِی میگیرتش ؟ چرا با عواطف دختر مردم بازی میکنه ؟

 

* * * * * *

 

محبت را از ابشار بیاموز که سقوط کرد اما …

حالا اما شو نمیدونم! ولی تو بیاموز کاریت نباشه

 

* * * * * *

 

سوار تاکسی شده بودم یهو دیدم رو داشبوردش نوشته “به یاد مریم”

به راننده گفتم داداش قضیه این مریم چیه ؟؟؟

گفت دوس دخترم بود ولم کرد

من فک کردم اگه ماشین خریدم باید رو داشبورد ماشینم

یه دفتر صد برگ بزنم آمار شکست عشقی هایی که خوردمُ بنویسم!

 

* * * * * *

 

مورد داشتیم دختره از پایین ب زرافهه نگاه میکرده

بعد زرافه از پایین ب کلیپس دختره نگاه میکرده!

 

* * * * * *

 

یه سریام هستن وقتی میخندن میرن رو سایلنت

دهنشون قد دهن تمساح باز میشه و فقط ازش هوا میاد بیرون …

آدم یاد سشوار بی صدا میافته

 

* * * * * *

 

قدیما دخترا تو عکساشون میگفتن سیییییب

الان هرچی دقت میکنم انگار میگن گووووززز

والااااا

نمیدونم مال پروتز زیاده؟؟؟؟؟

نمیدونم ژستشون جدیده؟؟؟؟؟

نمیدونم واقعأ گیج شدم!!

 

* * * * * *

 

یک سئوالی داشتم

مامان شما هم از قسمت فر اجاق گاز به جای انباری استفاده می کنه؟

 

* * * * * *

 

فامیل دور:

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی کسلی میری در یخچالو وا می کنی!

داری با تلفن حرف می زنی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی نمیدونی چته میری در یخچالو وا می کنی!

آخه موجودم انقد سنگ صبور!!؟!!!انقد محترم؟انقد با حوصله؟انقد با شخصیت؟!

 

* * * * * *

 

فانتزیهای ذهن من:

موهاتو بزنی قهرکنه درنیاد…

از خودت فرارکنی گم شی…

برق بره با بزرگترش بیاد…

اشتهات کور بشه ببریش مدرسه نابینایان…

روزا که پشه ها می خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی…

 

* * * * * *

 

دقت کردین تو فوتبالیست ها وقتی سوباسا یا کاکرو شوت میزدن

دروازه بان از کنار تیرک مخالف شیرجه میزدن

ولی وقتی یه بازیکن بیخودی شوت میزد دروازه بان دقیقا همون جا وایساده بود

مگه دروازه بانا نباید وسط دروازه وایسن!؟

 

* * * * * *

 

معمولا ۹۹٫۹7% دخترا وقتی میرن یه جا سعی نمی کنن در محل لذت ببرن

بلکه سعی می کنن عکس و فیلم بگیرن و بعدها ببینن و حسرت بخورن !

 

* * * * * *

 

 

دیشب هندونه خوردم ، پوستش و گذاشتم دم در،شهرداری ببره

طرف زنگ آیفون و زده ،میگه:

با ژیلت تمیزش کردی ؟؟

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، طرف زده به شیشه، می‌گه: آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، من منتظرم نوبتم برسه برم دستگیره پمپ رو لیس بزنم!


پشه نشسته رو پام داره خونمو می‌خوره، دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم می‌گه می‌خوای بکشیش؟!
می‌گم: پـَـ نه پَــ، خونش رو خورده می‌خوام بزنم پشتش آروغ بزنه بعدم ببرم بخوابونمش!!


اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا می‌زنه... همخونه‌ایم اومده می‌گه داره جون می‌ده..؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته.

رفتم پمپ بنزین به یارو می‌گم ۴۰ تا بزن. می‌گه ۴۰ لیتر؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ۴۰ قاشق چایخوری.


به دوستم می‌گم فهمیدی مریم جدا شد؟ می‌گه: از شوهرش؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

از دل درد دارم می‌میرم و جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب می‌خورم. بعد ۲ ساعت یارو اومده بیرون می‌گه دستشویی داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین می‌کنم.


به دوستم گفتم برو بالا نردبون لامپ چراغ رو ببند. رفته بالا می‌گه: بچرخونمش؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تو نگهش دار من نردبون رو می‌چرخونم لامپ سفت شه!

دوستم در یخچال رو باز کرده، دیده هیچی توش نیس، می‌پرسه: واقعا خالیه!؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، هیدنشون کردیم که غریبه‌ها نبیننشون!


می‌گن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـ نه پَــ، ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

دارم رو تردمیل عین چی می‌دوم یکی اومده می‌گه این جوری می‌دویی لاغر کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرین می‌کنم واسه نقش آفرینی تو سری جدید می‌گ می‌گ آماده شم...!


پایان نامه م تموم شده زنگ زدم به استاد می‌گه می‌خوای دفاع کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قصد حمله دارم

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار می‌آد… داداشم می‌گه گوش کن، انگار صدای کلاغه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قناریه هوس کرده متال بخونه!


رفتم درمونگاه، منشیه می‌گه: مریض شمایید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من میکروبم، اومدم خودم رو معرفی کنم!

با دوستم رفتیم باغ وحش، جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم می‌گه: شیرِه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، گربه س باباش مرده ریش گذاشته!


داداشم تو خونه خوابیده بود با دوستم از خیابون اومدیم تو خونه، می‌پرسه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور، ماوس رو تکون بدی روشن می‌شه!

داشتم می‌رفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته. برگشتم خونه، در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب می‌پرسه حامد تویی؟! نرفتی باشگاه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، حامد رسید من دیلیوریشم...


واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه می‌گه: شما برای آگهی استخدام اومدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!

رفتم دادگستری طرف می‌پرسه شمام شکایت دارید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، یه خرده برنج داشتم، آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم!


رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه. می‌گم پاورت سوخته کامل! می‌گه یعنی یکی دیگه بگیرم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، فکر کن سوختگیش جدی نیست، پماد سوختگی بزنی خوب می‌شه!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپولارو دادم به پرستاره. می‌گه بزنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!


عکس نیمهٔ راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک، اومده می‌گه: عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، توی حراج بودم ۵۰ درصد تخفیف بهم خورده این شکلی شدم

رفتم دم مغازه می‌گم قرص پشه دارین؟ می‌گه واسه کشتنش می‌خوای؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برا معالجه سردردش می‌خوام!


کمرم درد می‌کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم می‌گه کمرت درد می‌کنه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده می‌گه پول رو می‌برین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام وایسم اینجا هر کس از در اومد بریزم رو سرش شاباش بدم.


دارم به خواهر زاده‌ام دیکته می‌گم... رسیده آخر خط، می‌گه برم سر خط؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بقیه ش رو روی فرش بنویس!

داشتیم تو خیابون قدم می‌زدیم که یهو صدای ترمز شدیدی اومد و دو تا پا یکی عمودی یکی افقی رفت رو هوا. ملت جمع شدن بالای سر طرف که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردی گفت: آقا چیزیتون شد؟ طرف هم با همون وضع و صورت خونی مالی در حالی که به سختی نفس می‌کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می‌خوای زنگ بزنم اورژانس؟ طرف گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسی کنن آیا صحنه پنالتی بوده یا نه!

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامانم اومده می‌گه چیزی شکوندی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود، صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

کله صبحی دوستم می‌خواست بیاد با هم درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟
گفتم پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!


خواهرم از بیرون اومده خونه می‌بینه پشت سیستمم. می‌گه باز کامپیوترو روشن کردی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه تقویت چشات خوبه!

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!


مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

به یارو میگم حاجی، بزن تو دنده من هول میدم روشن شه. میگه بزنم ۲ ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بزن ۳فوتبال داره !


رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین؟ میگه بال مرغ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرینی اومدیم مانور !


مامانم سفره پهن کرده بود، بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَـ نه پَــ، میخوام گلای سفره رو آب بدم !

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!


سر سفره عقد، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نه پَــ، متهمی !

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟! میگه واجبه ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، مستحبه !!


همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.د وستم گفت عروسیه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!


مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.


دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!

دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفتم مرحله بعد!


به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!


تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!

رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید. دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !


شیشه رفته تو دستم، دارم از درد جیغ و داد می کنم. به رفیقم میگم در بیار، میگه شیشه رو؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ادای من و در بیار شاد شیم !

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !


یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره. دوستم میگه یعنی مرده؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم. میگه یعنی جداً از هم جدا شیم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !


یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.
می‌گم پـَـ نه پَــ، کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!


اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم.

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین. آورده تست کرده میگه میبری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همین جا میخورم!


رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟
می‌گه پـَـ نه پَــ، هاش بکم!!!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!


دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته... اینا اشک شوقه!

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم. یارو اومده می‌گه می‌خوای ثبت نام کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم و بروم!

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

جوک های دکتر علی شریعتی

جوک هایی از دکتر علی شریعتی 

 

برای برداشتن گامهای بلند در زندگی، حتما  شلوار کردی بپوشین 
.
.
.
.
حمومی سر کوچه شریعتی اینا

 

 

بقیه در ادامه مطلب....


لذتی که در غیبت هست در بر شمردن خلقیات نیکو نیست

.

.

.

جاری همسر دکتر شریعتی

 

درب خودرو باز است

.

.

.

سمند دکتر شریعتی

 

اگر نمی توانی به مردم خدمت کنی , برو تا خیانت نکنی .. جمله ی زیبا از دکتر علی شریعتی


دریغ است که نگاهی را که جز برای دیدارهای پرشکوه و ارجمند نساخته اند , بیهوده به هدر داد



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ]