سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵
او خيلي عاطفي بود و آزارش حتي به يك مورچه هم نمي‌رسيد.مسير مدرسه را آرام طي مي‌كرد و برمي‌گشت‌.اواخر دبيرستان با يك پسر رفتگر دوست شده بود و با يكديگر به مدرسه مي‌رفتند.يك بار براي او و برادر كوچكش باراني زمستاني خريديم.تا زماني كه با اين پسر رفتگر بود، باراني نو را به تن نمي‌كرد ولباس‌هاي كهنه‌اش را مي‌پوشيد. همسايه‌ها ‌هميشه مي‌گفتند:چرا بچه هاي آقاي شيرازي (پدر شهيد) لباس كهنه مي‌پوشند؟ آن زمان در گرگان زندگي مي‌كرديم و وضع مالي ‌نسبتا خوبي داشتيم،ولي اين گونه رفتار مي‌كرد.راوی : مادر شهید شهید صیاد شیرازیمنبع : http://sadegh_amiri.avablog.ir/post/319/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA+%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF

ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]